آتشکده
نوشته شده توسط سید محمد غفاری خلف محمدی در تاریخ ۱۳۹۰/۰۹/۱۵ | مرتبط با : عبادتگاهها و بناهای مذهبی | 1 بازدید

از آتشکده هایی که در عهد ساسانیان ساخته شده، تعداد قابل توجهی در نقاط مختلف ایران، هنوز به چشم می خورد. ایرانیان قدیم پیش از آنکه به دین اسلام درآیند، پیرو آیین زرتشتی بودند و در آیین زرتشت برای تجلیل آتش که به نظر آنها یکی از اصول چهارگانه مقدس بود، تشریفاتی انجام می دادند و هنوز هم انجام این تشریفات در میان ایرانیانی که آیین قدیم خود را حفظ کرده اند، معمول است.

آتش مقدس در آتشگاه های محفوظ نگهداشته می شد و نمی بایست هیچوقت خاموش شود. از آنجا در مواقع مشخصی ترکه های چوبی را مشتعل می کردند و به آتشکده ها که بواسطه سبک معماری شان به «چهارتاقی» مشهورند، می آوردند و مراسمی انجام می دادند و سرودهایی می خواندند و مردمی که در اطراف این چهارتاقی گرد آمده بودند، در انجام این مراسم شرکت می کردند.

تفصیلی در رابطه با مراسم ” نیایش آتش ” بدین صورت است: آتشکده پر از بوی کندر و سایر مواد معطر بود.یک روحانی برای اینکه از نفس خود آتش را نیالاید ، دهان بندی، که به زبان اوستایی بی تی دان paitidaka (پنام) گویند بسته و آتش را با قطعات چوبی ، که با مراسم مذهبی تطهیر شده بود ، مشتعل نگاه می داشت . این چوب اغلب از نباتی موسوم به هذان ای تا Hadahanaepata بود.آن روحانی مرتب به وسیله دسته چوبی بنامبرسم Baresma که مطابق آداب خاصی بریده و تهیه می شد ، آتش را به هم می زد و مشتعل می کرد و ادعیه معینی را زمزمه می کرد. سپس روحانیون هوم Haoma نثار می کردند؛ در اثنای تلاوت ادعیه مقدس یا سرودن قسمت های اوستا، روحانیون شاخه نبات هوم را پس از تطهیر در هاون می کوبیدند.اجرای این مراسم مستلزم تشریفاتی طولانی و پیچیده بود ؛ بعد از تهیه هوم ، آن را نثار می کردند . زئوتر Zaotarبرخی از متون اوستا را با تشریفات گوناگون و با استعمال برسم تلاوت می نمود. هر یک از هفت نفر رتو Ratu ، که معاونین او بودند ، وظیفه خاصی داشتند ، یکی از آن ها موسوم به هاونان Havnen هوم را می فشرد، دیگری موسوم به آتروخش مواظب آتش بود و با زئوتر در خواندن دعا همراهی می کرد؛ دیگری بنام فربرتر هیزم می آورد و بر آتش می نهاد؛ دیگری ملقب به ابرت آب می آورد.آس نتر هوم را صاف می کرد و رئیت و شکر هوم را با شیر می آمیخت؛ شخص هفتم، که سروش اورز نام داشت ، مراقب اعمال سایرین بود و به علاوه تکالیفی نیز در خارج معبد داشت،زیرا که باید مواظب انتظامات روحانیون می بود.

در آتشکده ها روحانیون ادعیه مقرر پنج گاه روز و تمام اعمال مذهبی را بجا می آوردند ، خصوصاً هنگام اعیاد ششگانه سال ، که گاهان بار(گاهنبار، گهنبار) نامیده می شد و در فصول معین انجام می گردید، جشن جنبه با شکوهی می گرفت . اشخاصی که در زمره روحانیون نبودند ، همچنین در آتشکده ها راه داشتند و مکلف بودند به آن مقام رفته و دعای آتش نیایشین ” نیایش آتش” را بخوانند.

مهمترین آتشکده های عهد ساسانی عبارتند از : ، آذر گشسب _ که در هر حال مهمترین قلمداد می شود _ خاص شهریاران بود و آذر برزین مهر_ که تا زمان گشتاسب در گردش بود_ خاص رزمیان بوده و آذر فرنبغ  که به موبدان اختصاص داشته است

تفاوت ” آتشکده” با “آتشگاه” از دیدگاه آندره گدار:

 

آتشگاه که جایگاه درجه دوم آتش است ، گمان می کنند جایی است که پرستندگان برای ادای فرایض دینی در آن اجتماع می کرده اند وتنها مغان حق ورود به آتشکده اصلی را داشته اند.

هخامنشیان ، معبدی به معنی یونانی کلمه نداشته اند. اما جایگاههایی در هوای آزاد و نقاط مرتفع به نام آتشکده و عبادتگاه داشته اند که ورود به آن برای همه آزاد نبوده است.ما هنوز هیچیک از این نقاط مرتفع هخامنشیان را نمی شناسیم. اما آثاری از چند آتشکده سراغ داریم. قدیمترین آن که احتمالاً مقدم بر سلطنت اولین پادشاه پارس بود، همان است که در نقش رستم ، نزدیک تخت جمشید بوده است.

… اکنون از آتشکده مزبور ، جز دو آتشگاه مجاور هم دیده نمی شود وقدری بالاتر در بالای کوه ، هفت آتشگاه دیگر هست که چهارتای آن دو به دو قرار گرفته و سه تای دیگر تک هستند که احتمال نمی رود به قدمت اولیها بوده باشند. اما به طوری که کریستین سن می گوید :آتش جاودان باید جایی داشته باشد که از گزند زمان در امان و محفوظ بماند. و بدیهی است که در آن جا و یا در نزدیکی آن آتشکده ای بوده که دو آتشگاه نامبرده از منضمات آن بوده و آتش لازم برای انجام مراسم عمومی را از آنجا می آورده اند.

دومین آتشکده هخامنشی بر حسب تاریخ که اخیراً شناخته شده، آن است که در پازارگاد ، پایتخت کوروش بزرگ بوده و از آن جز دو صفه سنگی که در نزدیکی بستر رودخانه واقع شده چیزی باقی نیست و این پایه های آتشگاه ، متعلق به آتشکده ای است که در فاصله صدمتری آن ساخته شده و اکنون اگر چه از خود آن اثری باقی نیست، دسته کم صفه ای که ساختمان روی آن قرار داشته دیده می شود. در ساعات معینی ، آتش توسط مغان به آتشگاهها آورده می شده زیرا مراسم مربوط می بایستی در هوای آزاد انجام شود. و بعد از اتمام کار دوباره آن را به آتشکده بر می گردانده اند. مجموع ساختمان آتشکده و آتشگاههای مربوط با دیواری که اثر آن باقی است، محصور بوده است.

اگر سوال شود که چرا آتشگاهها آنقدر از آتشکده دور بوده اند ، باید دانست که محل آتشکده باید در مرتفع ترین و پاک ترین نقطه و جای آتشگاه در نزدیکی رودخانه باشد . بعلاوه ممکن است انتخاب محل آتشگاه در مجاورت آب که آتشکده بستگی مخصوصی به آن دارد از لحاظ سهولت به دست آوردن آن باشد ، نه الزام مذهبی . با وجود این به طوری که «استرابن» می گوید: «ایرانی ها با شکوه ترین قربانیهای خود را نسبت به آب و آتش به جا می آورند.» اگر فرض اخیر یعنی ترجیح استقرار ساختمانهای مربوط به آتشکده در مجاورت آب مورد قبول واقع شود، چنین توجیه می شود که قربانیها در آن واحد، هم برای آب  و هم برای آتش بوده اند و علت وجود آتشگاههای دو گانه هم که آنقدر مورد بحث قرار گرفته همین بوده است.

بقایای سومین آتشکده در جلگه شوش در چند کیلومتری شهر توسط «دیولافوا» کشف شده است. آن بنای زیبایی است که ترکیبش به وضوح محل اصلی آتش را نشان می‎دهد که دو دیوار آن را از هر گونه پلیدی یا بی حرمتی حفظ می کرده است.جلوخان سرپوشیده ستون دار آن که درجلوی بنا واقع شده با دو محراب محل موعظه و عبادت آتشکده بود و وعاظ در بالای پلکان می ایستاده و حضار در حیاط جمع می شده اند. دیولافوا این ساختمان را به اردشیر دوم (۳۵۸ ـ ۴۲۴ ق .م) نسبت می دهد

هفت آتشکدهای که مهمترین اند و در سطح ایران به تناسبی خاص جایگزین شده اند عبارتند از :

  1. آتسکده ( آذر مهر) که همان آذر برزین است
  2. اتشکده (آذر نوش) که بر اساس گفته فردوسی ذر بلخ است.
  3. آتشکده (آذر بهرام) که در ارتباط با مفهومش (وهرام،پیروزمند) در هر شهر بزرگی می توانست باشد
  4. آتشکده (آذر آیین) که نشانه هایی بیش از نام آن و چند تنسیر در دست نیست.
  5. آتشکده(آذز خرداد) که همان آذر فرنبغ است.
  6. آتشکده(آذر برزین) که همان برزین مهر است.
  7. آتشکده(آذر دهشت) که بیشتر نمادین بود و یادآور پیامبر ایران باستان.

بسیاری از این آتشکده ها پس از اسلام در ایران تبدیل به مسجد شد، ولی آتشکده هایی که در نقاط دوردست یا کم جمعیت قرار داشتند، به حال خود باقی ماندند و مسلمانان قرون اولیه اسلامی فراموش کردند که این چهارتاقی ها در بالای ارتفاعات برای چه منظوری ساخته شده اند و به همین دلیل است که غالبا تصور می شود که این ساختمان های کوچک و محقر برای دیده بانی یا خبر رساندن بوسیله آتش برپا شده و گاهی نیز افسانه هایی ساخته، به آنها نسبت می دهند.۱

 

آتشگاه اصفهان

آثار برجای مانده روی قله کوه منفرد آتشگاه در مغرب اصفهان که مشرف به جاده اصفهان و نجف آباد است و از خشت های ضخیم که بوسیله ملاط رس و قطعات نی به یکدیگر متصل شده اند، تشکیل شده؛ به احتمال قوی، اساس و بنیاد یک آتشکده از دوره ساسانیان است که بعدا در دوره های اسلامی، آثار دیگری بر آن افزوده شده. محل امروزی آتشگاه در ۹ کیلومتری غرب شهر اصفهان، ناحیه ای از بلوک « ماربین » و مشرف به بستر رودخانه زاینده رود است. بلوک ماربین ، شامل سده ( همایونشهر- خمینی شهر ) و قرای اطراف آن است. شمال آن کوه سید و محمد و جنوب آن، آتشگاه و زاینده رود است.۲

از مورخین و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشته اند. از آنجمله «ابن خردادبه» در قرن سوم هجری در کتاب « المسالک والممالک » می گوید: در قریه مارابین، قلعه ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده ای ست.

« حمزه اصفهانی » در قرن پنجم هجری در ذکر پادشاهی کی اردشیر ( وهو بهمن اسفندیار گشتاسب ) می نویسد که وی در یک روز سه آتشکده بنا کرد: آتشکده شهر اردشیر در جانب قلعه ماربین ( این آتشکده با محل فعلی آتشگاه که در بلوک ماربین واقع است تطبیق می کند ) دوم آتشکده زروان اردشیر در قریه دارک از رستاق خوار، سوم آتشکده مهر اردشیر در قریه اردستان. [ تاریخ سنی ملوک الارض والانبیاء. تألیف حمزه اصفهانی. چاپ برلین.]

« ابن حوقل » از جغرافیا نویسان مشهور قرن چهارم هجری، در وصف آتشگاه اصفهان در کتاب معروف خود « صورة الارض » چنین می نویسد:  ماربین در مغرب اصفهان واقع شده … در این بخش، تل بزرگی است مانند کوه که بر روی آن قلعه ای بنا شده و بر آن آتشکده ای است که می گویند آتش آن از آتش های ازلی قدیم است. مراقبین این آتش و دربانان آن از زرتشتی ها می باشند که همه ثروتمند و متمولند…. [ صورة الارض. تألیف ابن حوقل. چاپ لیدن هلند ۱۹۳۹ . ترجمه محمد صدرهاشمی. ص ۳۶۵ ]   

« مافروخی » مورخ اصفهانی قرن پنجم در رساله « محاسن اصفهان » در فصلی که از بزرگان اصفهان نام می برد، از بنای آتشگاه به نام ( دژ ماربین ) نام برده است و بانی آن را « مهر یزدان » ملکی از ملوک طوایف ناحیه لنجان اصفهان معرفی می کند و می نویسد: ” دژ را بر بالای قلعه ماربین، او بنیاد نهاد”. [ ترجمه محاسن اصفهان. به اهتمام عباس اقبال. چاپ تهران.]

« مسعودی » در« مروج الذهب » در قرن چهارم هجری، این محل را یکی از هفت معبدی می داند که از آن بت پرستان بوده و برای پرستش آفتاب و ماه و پنج ستاره مهم دیگر، تفویض شده: ” دومین این معابد، در قله کوهی موسوم به ماراس ، نزدیک اصفهان واقع است و در اینجا بت هایی منصوب بوده تا اینکه پادشاه یوستاسف ( گشتاسب ) زمانیکه دین مجوس را قبول کرد، از آنجا حرکت داد و این محل را به آتشکده تبدیل نمود. معبد مزبور در سه فرسخی اصفهان واقع است و هنوز هم مجوسان، این معبد را احترام می نمایند.”

« حمدالله مستوفی قزوینی » مورخ شهیر سده هشتم هجری نیز در کتاب « نزهةالقلوب » اشاره موجزی به این محل کرده است. در ذکری که وی از اسامی بخش های استان اصفهان می کند، عبارت زیر درخور توجه است: ” بخش دوم، ماربین است که ۵۸ روستا را دربر می گیرد … در این بخش، قصری برپاست که شاه طهمورث دیوبند بنیاد نهاد. آن را آتشگاه می گفتند و همینجا بود که بهمن، فرزند اسفندیار، یک معبد آتش برافراشت.”

نظرات مورخین و سیاحان غربی:

« ویلیام جکسن » در کتاب خود « ایران در گذشته و حال » راجع به آتشگاه اصفهان چنین نوشته: اعم از اینکه ما تاریخ اصل این معبد را از دوره هخامنشی بدانیم یا ساختمانهای فعلی را از دوره ساسانی پنداریم، اطلاعات ما را درباره این معبد و محل آن حداقل تا پانزده قرن قبل از این پیش می برد. در عصر کنونی کافی است که بدانیم آتش مقدس برای قرن ها بر آن محل روشن بوده و آینده قضاوت خواهد کرد که این معبد به کدامیک از مقدسات مذهب زرتشت مربوط بوده است.[ PERSIA PAST AND PRESENT BY WILLIAMJACKSON . چاپ نیویورک، سال ۱۹۰۹ . ترجمه عبدالحسین سپنتا. ص ۲۶۱ ]  

« رابرت کر پورتر » که در اوایل سده نوزدهم میلادی به اصفهان سفر کرده، از فراز ایوان عالی قاپو به تماشای حومه باختر شهر ایستاده، در دوردست ” یک تپه محصور و مرتفع به شکل مخروط، که شیئی بس نمایان در بین تلهای فرو ریخته در پای آن تشکیل می دهد” مشاهده کرده، در شرح آن نگاشته است: ” آن را آتشکوه، یعنی تپه آتش، می خوانند… اما از آنجا که این آتشکوه، یک تپه مصنوعی است و نزدیک محله ای قرار دارد که گبرها و به ویژه پیروان رزمنده محمود افغان در آن ساکن بودند، شکی نیست که ایشان باز در مکانی مسکن گزیدند که اجدادشان از زمان نخستین اسکان بر کرانه های زاینده رود، در آن زیسته بودند و بدین سان آن را حامل نشانه والاترین پرستشگاه خود یافتند.” [ Travels in Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia ]

« مادام دیولافوا » که در سال ۱۸۸۲ م. از آتشگاه اصفهان دیدن کرده، در مورد آن چنین گوید: ” این تپه در وسط دره زاینده رود واقع است، چنین به نظر می رسد که در رأس آن، عمارت استوانه ای شکلی واقع بوده و گنبدی هم داشته است. در محیط آن، هشت سوراخ است که به قرینه یکدیگر قرار گرفته اند. از وضع تاق ها چنین استنباط می شود که این عمارت در زمانی که خیلی دور نیست، تعمیر یافته باشد ولی در داخل بنا، هیچگونه آثاری از تزئینات دیده نمی شود که بتوان آنرا به زمان معینی مربوط کرد و سن تقریبی آنرا بدست آورد… چگونگی این بنا و تاریخ آنرا اصفهانی ها نمی دانند و فقط به نام آتشگاه معروف شده است. ممکن است یکی از معابد گبران باشد که معمولا بر روی تپه ها و کوه ها ساخته اند.”

 

 

بررسی ساختار بنای آتشگاه اصفهان:

بنای آتشگاه بنا به چند علت طبیعی و غیر طبیعی، وضعیت اصلی خود را از دست داده:

۱- عده ای سودجو در سال های اخیر، سنگ های کوه را بریده و برده اند و از وارد نمودن هرگونه خرابی، ابایی نداشته و دریغ نورزیده اند و تنها قسمت دست نخورده کوه، قسمت کمی از جبهه شرقی است که سنگ های این قسمت به علت چند لایه و غیر قابل استفاده بودن، از آسیب مصون مانده است.

۲- وجود منبع آب اصفهان در قسمت شمالی تپه، که برای قرار دادن یک حجم عظیم بدین شکل، مجبور شده اند قسمتی ازتپه را ببرند.

۳- انفجار دینامیت هایی که برای بریدن سنگ، استفاده می شده و نشانه های این خرابی ها را در دامنه تپه، بصورت خاک و سنگریزه هایی که با باران و سیلاب های باران، شسته شده، می توان یافت.

۴- همینطور در اثر عوامل جوی: در زمستان، برف روی تپه در شبانه روز، یکبار یخ می زده و بعد بواسطه تابش خورشید، دوباره آب می شده و فرسایش زیادی در سنگ های تپه و خود بنا بوجود آورده است.

ساختمان آتشگاه

مصالح عمده بنا، خشت خام است به ابعاد ۱۳×۴۰×۴۰ سانتیمتر که پایه های اصلی بنا را بخصوص با اینگونه خشت ها ساخته اند. از نظر اندازه، کمتر اثری دارای اینچنین خشت هایی است. بکار بردن نی در لای خشت ها، بر استحکام آن تا حد زیادی افزوده و از شسته شدن و ریزش بنا در اثر عوامل جوی، جلوگیری کرده است.

در بلندترین نقطه کوه، بنایی برج مانند قرار گرفته که از داخل، هشت ضلعی و از بیرون، دایره شکل است. علاوه بر برج فوق، در جبهه شمالی و شمال شرقی نیز آثاری باقی مانده که بصورت یکسری اتاق است.

برای ساخت بنا بر روی تپه سنگی، لای تخته سنگ های تپه را با ملاط سختی پر نموده اند و سطح تخته سنگ ها را با شکاف ها، بصورت یک سطح تقریبا مساوی در آورده اند و هرجا شیب تند بوده، در روی تخته سنگ ها، با تراش، یک نوار با زاویه قائمه بوجود آورده اند و پی بنا را بر روی آن قرار داده اند و سپس خشت های بزرگ ذکر شده را چیده و بالا می رفتند. پس از چیدن هر رگه خشت، در روی ملاط، مقداری نی قرار داده اند ( یک ردیف از جهت شمال- جنوبی  و جهت بعد، شرقی-غربی ) که از نظر تکنیک معماری جهت استحکام بنا، بسیار جالب توجه است. بعد در ارتفاع مورد نظر، طبقه بعد را دوباره از روی تخته سنگ های کوه، شروع می نموده اند بطوریکه مقداری از نمای جلوی طبقه بعد، در پشت طبقه قبلی قرار می گرفته، یعنی دو دیوار کاملا مجزا از هم بوده و هیچ چفت و بستی بین دو طبقه وجود نداشته ( شبیه معبد چغازنبیل در شوش ).  در بالای تپه، سطحی وسیع بوجود آورده اند که از استحکامات و آثار موجود بر روی آن، تنها یک هشت ضلعی باقی مانده است.

نباید فراموش کرد که خشت ها را در پایین تپه تهیه می کرده اند. وزن هر خشت، متجاوز از ۵۰ کیلو ست و حمل هر دانه خشت به بالای کوه، کاری بس دشوار. تنها یک سیستم با نظام اقتصادی و سیاسی قوی می توانسته چنین کاری انجام دهد و ساختمانی با چنین عظمت، بنا نماید.

دیواره های بنا بصورت صاف ساخته نشده اند بلکه بصورت کنگره ای است و در آن از پنجره نماها ( پنجره های کور ) به عنوان یک عامل تزئینی استفاده شده. مسئله دیگری که نباید ناگفته ماند این است که این محل دارای حصار و برج و بارو و خندق بوده که حالا از بین رفته است و اگر در بدو بنا هم این حصار را نداشته، به قطع در دوران های بعد بدان اضافه شده است.۴

مهندس « ماکسیم سیرو » که در سال ۱۳۱۶ خورشیدی اقدام به یک بررسی و اندازه گیری دقیق در آتشگاه اصفهان می نماید، ساخته شدن بنا در عهد پیش از ساسانی را نیز محتمل می داند. به گفته ایشان، در اینجا ابتدا اقامتگاهی، محتملا شاهانه، وجود داشته است که دو قرن بعد به خدمت برگزاری مراسم دینی گرفته شد و پس از فتح و اسلامی شدن منطقه، این کانون مهم، متروک شد.

 

منبع:معماری آداک


Design by: Rahpuyan.com