از ایده تا فرم
نوشته شده توسط سید محمد غفاری خلف محمدی در تاریخ ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ | مرتبط با : کارگاه معماری | 1 بازدید

همان قدر که در معماری داشتن ایده مهم است، گذر از مرحله ایده به فرم نیز اهمیت دارد.ایده ها مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرایند تولید، پالایش و تلفیق ایده های خرد و کلان برای رسیدن به ساختاری منسجم.در معماری به معنی خاص آن، ساختن ایده مهم تر از ساختن بناست.اگر چه داشتن ایده های مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانه ایده ها، اساسی ترین بخش معماری است.در فرآیند تبدیل ایده به فرم است که مهم ترین بخش از ارزشهای کیفی آثار برجسته تثبیت می شود.تولید ایده ای ناب و سپس یافتن فرمی مناسب برای آن بیشتر متعلق به عصر ماست.سرعت تحول مسائل فرهنگی و پیدایش نیازهای جدید انسانی معماران را وادار کرده است مرتباً به بازنگری مبانی معماری و ایده های اصلی آن بپردازند.به همین جهت پیشرفت معماری، حتی در مقاطعی کوتاه، نه از طریق تکمیل تدریجی یک گونه شناسی مشخص بلکه از طریق جایگزین کردن مفاهیم فضایی موجود با مفاهیمی جدید صورت پذیرفته است.درحالیکه معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و تکمیل ایده های فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و پنج دری ، از قبل موجود بود( که خود این فرمها و فضاها برگرفته و برخاسته از مفاهیم وایده ها و باورهای بسیار کهن و اصیل ایرانی بودند)،سرو کار داشت. معماری امروز به همین جهت،بیشتر از گذشته به جوهر معماری،فضا، فرم ، نور و رنگ توجه دارد.

طراحی معماری نیز در این شرایط ازایده هایی مجرد آغاز می شود و سپس به طرح فضاهای عینی زندگی می انجامد.عبور از مقوله ای ذهنی و مجرد به پدیده ای عینی ، مانند تبدیل آب به بخار،لحظه ای جادویی است.این مرحله به ویژه در آغاز طراحی که مسئله تبدیل ایده های اصلی و محوری پروژه به ساختاری دارای شکل مطرح است،بسیار حساس و مطرح کننده است.ایده های مکمل بعدی که تا مرحله تعیین جزئیات فنی و تزئینی بنا رفته رفته شکل می گیرند، این امکان را می یابند که از تجربه شکل های حاصل شده یا از تجربیات قبلی طراحی سود ببرند.

اگر دقت کنیم ، می بینیم ک اغلب آثار مهم دوره معاصر بر اساس یک یا تعدادی محدود ایده قوی و بارز به وجود آمده اند.یعنی اگر طراحی، با روش متداولتر در میان اساتید برجسته معماری ، با حرکت از کل به جزء صورت پذیرفته ، در آغاز چند ایده محوری وجود داشته اند که بر اساس آنها سازماندهی فضایی یا نظم شکلی ساختمان به طور کلی تعیین شده و سپس مراحل متعدد توسعه و پالایش فرم تا رسیدن به شکل نهایی صورت پذیرفته است و اگر بر عکس، طراحی از جزء به سوی کل حرکت کرده، ابتدا تلاش برای کنار هم قرار دادن فضاها و کاربری ها،قابلیتهای درونی به وحدت رسیدن پروژه را از طریق تجمیع و خلاصه کردن ایده های مختلف آشکار کرده وسپس ایده های محوری مورد نظر به عنوان نتایج طراحی مقدماتی رفته رفته شفاف تر شده اند.تبدیل ایده به فرم که در طراحی نوع اول، یعنی حرکت از کل به جزء، اهمیت بیشتری دارد، در گرو دو شرط  اصلی است؛شرط نخست،قابلیت و توانایی “شکل زایی” ایده های نخستین است و شرط دوم مهارت و دانش طراح در رابطه با تبدیل ایده به فرم.

در مورد شرط نخست باید گفت همان قدر که در معماری داشتن ایده های قوی اولیه مهم هستند.ضروری است که این ایده ها درست هم باشند.اما مشکل اینجاست که درست بودن ایده مقوله ای نیست که خارج از بحث معماری موجودیتی مستقل داشته باشد.منظورم این است که تا کنون با ایده های بسیار خوب و متعالی، ا زنوع احیای هویت تاریخی و ملاحظات زیست محیطی و غیره، بدترین آثار معماری ایجاد شده اند و گاه آثاری بسیار برجسته،در آغاز، از ایده هایی ساده به وجود آمده اند.فرم برج ایفل مطلوبترین فرم اسکلتی فلزی است که وظیفه آن مقاومت در مقابل وزن خود و نیروی باد بوده است.ارتباط سقف اپرای سیدنی با برشهای پرتقالی و سقف کلیسای رونشان با پوسته خرچنگ نیز مثالهای آشکاری در تایید این نظریه هستند.نکته مهم در تبدیل ایده به فرم، چنانکه گفتیم،قابلیت شکل زایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد،بلکه این یک ذهن آفریننده است که ورای ظاهر پیش افتاده یا گنگ مسائل مورد مطالعه و پدیده های روزمره می تواند قابلیتهای شکل زایی را شناسایی کند.

برای مثال می دانیم که در تجربه معاصر معماری،آثار متعددی با الهام از فرمهای طبیعی،معماری های  تاریخی،هنرهای تجسمی،اشیاء روزمره،علوم مختلف،ساختار محیطی که پروژه در آن قرار می گیرد و…

به وجود آمده اند.در حقیقت،حتی در افراطی ترین گرایشهای آوانگارد،معماری هرگز از هیچ به وجود نیامده است.وانگهی هیچ اثری هرگز پایان نمی یابد.مگر به دلیل ضرورت تحویل کار.پس از آن هم ایده ها به صورت غیر مستقیم در پروژه های بعدی تداوم می یابند.ایده ها و فرمها در حقیقت حکم آستانه را دارند و لحظه ثبت شده عبور ا ز یک مرحله به مرحله دیگر هستند.در تبدیل ایده به فرم،چنانچه منبع ایده،مانند مثالهای بالا،واقعیتی موجود باشد،توصیفی بودن بزرگترین خطر است.

داریو فو،بازیگر ایتالیایی و برنده جایزه نوبل در درسهای بازیگری همواره تاکید داشت که کار بازیگر نباید توصیفی( اکسپرسیو) باشد. توصیفی بودن در بازیگری برای مثال به این معنی است که هنرمندی که قرار است نقش شیر را در نمایش ایفا کند،پوست شیر بپوشد و روی زمین چهار دست و پا حرکت کند.بازیگر ماهر با حرکاتی بسیار ظریف می تواند به نتیجه ای بسیار قوی تر و موثر در ایفای نقش شیر برسد.درمعماری نیز،برای مثال، الهام گرفتن از پوست حلزون به معنی تقلید از پوست حلزون نیست،بلکه درک ویژگی و خاصیتی است که در پوست حلزون مشاهده شده است.همانگونه که در داروسازی عامل موثر را در مواد طبیعی شناسایی و استخراج می کنند.در معماری نیز،در فرایند طراحی،مسئله اصلی،شناسایی مشخصه های اصلی پدیده هایی است که به دلایلی نظر ما را جلب کرده اند.این بحثی عمیق و ساختاری است که در ارتباط با موضوع خاص هر پروژه شکلی جدید به خود می گیرد.

در پروژه استادیوم راونا، اثر رنتسو پیانو، سازهء سقف، پوسته ای است با الهام از پوسته صدف.

پوسته صدف به خاطر استفاده از ویژگیهای سازه ای آن مورد توجه قرار گرفته است،ولی در مجموعه پدر پیو از فرم پوسته حلزون به خاطر سازماندهی فضایی خاص آن(فضایی پیوسته بدون امکان دید کل فضا از نقطه ای خاص)استفاده شده است.

مجموعه پدر پیو

منابع ایده، همه جا،از اندیشه ها و باورهای مختلف گرفته تا در میان اشیاء روزمره زندگی،در طبیعت و خصوصاً در برنامه و در محیط سایت پروژه وجود دارند،ولی قابلیتهای شکل زایی ،مانند آبی که از دریاچه ای به صورت بخار بلند می شود تا در جایی دیگر سرزمین خشکی را آباد کند، در طراحی از اصل خود جدا می شوند تا در قالبی جدید متبلور شوند.

راجع به قابلیت شکل زایی صحبت شد و حالا تلاش می کنم بهتر توضیح دهم.

نخست اینکه قابلیت و توانایی شکل زایی،چنانکه دیدیم، هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح.کشف قابلیت شکل زایی و استفاده از آن به معنی تحلیل و خلاصه کردن مسائل تا حد تقلیل آنها به ایده و سپس بازسازی فرایند تبدیل  ایده به فرم بر اساس قانونمندی های نوینی است که از مشخصات پروژه حاصل شده است.برای مثال در پروژه سالن همایش نارا،اثر بهرام شیردل،منبع یکی از ایده های مهم پروژه، معبدی بودایی است.قرارگیری مجسمه عظیم بودا درون یک ساختمان چوبی شیروانی دار سنتی،بدون این که بین ظرف و مظروف رابطه ای هارمونیک و فضایی وجود داشته باشد و فضای خاص حادث(که حجم معبد منهای حجم مجسمه است)، ایده های پنهان شده این ساختمان تاریخی از نظر طراح پروژه هستند.طبیعی است که “ایده” فقط محصول ذهن طراح است و پدیده موجود در این میان،نقش کاتالیزور را ایفا می کنند.علت چنین برداشتی از معبد بودایی توجه ویژه ای است که شیردل به مسئله سازماندهی فضایی در پروژه هایش داشته است.در هر حال، مسئله قراردادن یک حجم در حجمی دیگر به گونه ای که فضای باقی مانده محل تحقق پذیرفتن کاربری های پروژه باشد و بین حجم کلی و حجم درونی هیچگونه رابطه هارمونیک شکلی وجود نداشته باشد،در پروژه شیردل، به طرح ساختمانی با هندسه ای پیچیده تبدیل شده است.

منبع : shahraziran.blogfa.com



Design by: Rahpuyan.com